mikhastam begam ke to nabeghe hasti chon in hame chize ghashang minevisi , modathaie ziadi hast mikhonamet va hich kodom az text ha tekrari nist va ye chize dige , to khorshide va sune bloge man ham hasti hamishe , sobha , miay ba nooret bloge mano roshan mikoni
:xxxxxxxxxxxxx
چه خوبه که انسان همواره يه راهي براي بازگشت براي خودش متصور باشه.......نقطه تبديل يکدنگي به محافظه کاري و دور انديشي.........
اسم اون آلبوم رو بايد امشب توي خونه ببينم و برات خواهم گفت حتما........درسته....حس غريبي ميده اون آهنگ.....
بيشتر آهنگ هاي فولکوريک آذري هم ريتم و هم شعر اين سبکي دارن.....عشق در فرهنگ آذري همراه با غم است و حزن و نرسيدن و همواره قيافه روحاني معشوق در هاله اي از خواست هاي مادي تصويري روحاني پيدا مي کند.........هميشه دلم مي خواسته در يکي از قهوه خانه هاي بين راهي قديم آذربايجان مي تونستم بشينم وساعت ها يه صداي نواي تار و صداي عاشيق خواننده ترانه فولکوريکشون گوش کنم.........همواره آرزويش را داشتم..........اما ديگر چنين چيزهايي وجود ندارد و همه فقط در کتابها هست و تاريخي که ديگر لمسش نمي توان کرد
اصالت و ريشه مادري من به آذربايجان باز مي گردد...هرچند نسلهاست که به آنجا نرفته بوديم و مادر من حتي تابحال آنجا را نديده است........اما از کودکي شنيدن صداي سازهاي آذري دل مرا مي لرزاند.....به محض اينکه توانستم حس و حال خود را پرورش دهم و بعد از آشنا شدن با دختري که او بيشتر از من آذري بود(حداقل پدر و مادرش در آذربايجان متولد شده بودند) راه شناخت سرزمين آذربايجان و فرهنگ و موسيقي و شعر دوست داشتني اش را آغاز کردم و پس ازآنرا رقص بسيار زيبا و فوقالعاده سختش را........
من آذربايجان را دوست دارم....زياد....
و موسيقي و شعرش را بيشتر ....
در چند مرحله نقطه نقطه آنجا را سفر کرده ا و از ديدن طبيعت زيبا و عجيبش همواره لذت بردم.........
انسان اگر طبيعت عجيب آنجا را ببيند بيشتر پي به اصالت عشق و عاشقي خاص موجود در شعرهاي آذري مي برد.........
نمي دانم چرا دارم اينهارا براي تو مي نويسم....که احتمالا هيچ آشنايي اي با فرهنگ آذري نداري
راستي اينم بگم که علاوه برتعجب هميشگي پدر و مادرم براي بازگشت من به چيزي که همه نسلها سعي در پنهان شدنش در بين زندگي در تهران را داشته است , پدر بزرگم همواره لذت مي برد از تلاش من براي درآميختن بهتر و بيشتر با فرهنگي که در لابه لاي ارتباطات سطح پائين و روزمره امروزي کاملا در حال محو شدن است....
na yani jedan baraye bargashtanat rah dari?
man ke hamishe baiid mesle hanselo geretel be khorde nonhaii ke to masir mirikhtam ke betonam bargardam ama gonjeshka khordaneshon fekr konamo ah bekesham
داشتم خدا رو شكر مي كردم كه ما رو لينك نكردي وگرنه مجبور مي شديم كلي اين كنار صفحه ات رو زير و رو كنيم تا خودمون رو پيدا كنيم! خيلي زياد و ريز هست اگه مي تونستي طبقه بنديشون كني بهتر بود. راستي به اون داگ ما هم سلام برسون
اینه دید تو به آینده ؟
به مهمترین تصمیمی که گرفتی ؟
نتیجه گیری احمقانه که ازش میترسیدم همین بود ...
بی خیال ایمیل و پیغام پسغام ..
منطق حکم میکنه همه چیزهایی رو که میتونن باعث بشن امنیت تو زندگیت .. زندگی آینده و نه گذشته رو به خطر بندازن از خودت دور کنی ... اصلا گمشون کنی ...
نظرم رو مستقیم و صریح میگم ..
این لینک کامنت دونی رو ببند .
بزار خیال همه از اون آینده کوفتی و ناشناخته ی دائما هراسناک راحت باشه .
ارزشش رو داره و تو هم بهتره قبل از اینکه مجاب به چنین کاری بشی با دید باز ضرورتش رو درک کنی ..
این آشفته بازار پره از آدمهای روان پریش و ابله و تنگ نظری که تحمل یک لحظه خوشبختی کسی رو ندارند . پس گزک دست کسی نده ... زندگی تو مال خودته .. با این صفحه یا بدون اون ...
محض رضای خدا یه دقیقه بشین عین بچه آدم خوب فکر کن پرک..
خوب فکر کن ..
bebin paroo jan...
agar hamin khodeto to daghighan sare jaye man boodi,daghighan majboor mishodi hamin kari koni ke man kardam.khoondevadeye to ya har ki eyne mano to ham daghighan yek model barkhord mikardan ba ghaziye.to mitunesti tippa nesare hamashoon koni???
tablohayi ke to hamoon yek line chi mitoone bashe???
maslaan ba kafsh vared nashavid??? ya jade laghzandast???
اين نظر از طرف: rahA در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
سلام
مشکلش اینه که تابلو دور زدن ممنوع داره !
شاد باشی
تنهایی...
اين نظر از طرف: تنهایی در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
mikhastam begam ke to nabeghe hasti chon in hame chize ghashang minevisi , modathaie ziadi hast mikhonamet va hich kodom az text ha tekrari nist va ye chize dige , to khorshide va sune bloge man ham hasti hamishe , sobha , miay ba nooret bloge mano roshan mikoni
:xxxxxxxxxxxxx
اين نظر از طرف: نیوشا در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
چه سرنوشت غم انگیزی . .
اين نظر از طرف: shahab در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
همه هستی من آیه تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد.
-----------------
زیبا بود متنت.
اين نظر از طرف: روبینا در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
vase man ye koocheye bonbaste!
اين نظر از طرف: شقایق در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
چه فایده وقتی راه برگشت داشته باشی ولی دور برگردونی نباشه تا بخوای ازش بری تو اون لاین !
اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
khob ham tokhme morgh gerone ham goje ;)
baraye fairy faced ham chashm avazesh mikonam khanoomi :)
اين نظر از طرف: شقایق در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
چه خوبه که انسان همواره يه راهي براي بازگشت براي خودش متصور باشه.......نقطه تبديل يکدنگي به محافظه کاري و دور انديشي.........
اسم اون آلبوم رو بايد امشب توي خونه ببينم و برات خواهم گفت حتما........درسته....حس غريبي ميده اون آهنگ.....
بيشتر آهنگ هاي فولکوريک آذري هم ريتم و هم شعر اين سبکي دارن.....عشق در فرهنگ آذري همراه با غم است و حزن و نرسيدن و همواره قيافه روحاني معشوق در هاله اي از خواست هاي مادي تصويري روحاني پيدا مي کند.........هميشه دلم مي خواسته در يکي از قهوه خانه هاي بين راهي قديم آذربايجان مي تونستم بشينم وساعت ها يه صداي نواي تار و صداي عاشيق خواننده ترانه فولکوريکشون گوش کنم.........همواره آرزويش را داشتم..........اما ديگر چنين چيزهايي وجود ندارد و همه فقط در کتابها هست و تاريخي که ديگر لمسش نمي توان کرد
اين نظر از طرف: امين در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اصالت و ريشه مادري من به آذربايجان باز مي گردد...هرچند نسلهاست که به آنجا نرفته بوديم و مادر من حتي تابحال آنجا را نديده است........اما از کودکي شنيدن صداي سازهاي آذري دل مرا مي لرزاند.....به محض اينکه توانستم حس و حال خود را پرورش دهم و بعد از آشنا شدن با دختري که او بيشتر از من آذري بود(حداقل پدر و مادرش در آذربايجان متولد شده بودند) راه شناخت سرزمين آذربايجان و فرهنگ و موسيقي و شعر دوست داشتني اش را آغاز کردم و پس ازآنرا رقص بسيار زيبا و فوقالعاده سختش را........
من آذربايجان را دوست دارم....زياد....
و موسيقي و شعرش را بيشتر ....
در چند مرحله نقطه نقطه آنجا را سفر کرده ا و از ديدن طبيعت زيبا و عجيبش همواره لذت بردم.........
انسان اگر طبيعت عجيب آنجا را ببيند بيشتر پي به اصالت عشق و عاشقي خاص موجود در شعرهاي آذري مي برد.........
نمي دانم چرا دارم اينهارا براي تو مي نويسم....که احتمالا هيچ آشنايي اي با فرهنگ آذري نداري
اين نظر از طرف: امين در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
راستي اينم بگم که علاوه برتعجب هميشگي پدر و مادرم براي بازگشت من به چيزي که همه نسلها سعي در پنهان شدنش در بين زندگي در تهران را داشته است , پدر بزرگم همواره لذت مي برد از تلاش من براي درآميختن بهتر و بيشتر با فرهنگي که در لابه لاي ارتباطات سطح پائين و روزمره امروزي کاملا در حال محو شدن است....
اين نظر از طرف: امين در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
na yani jedan baraye bargashtanat rah dari?
man ke hamishe baiid mesle hanselo geretel be khorde nonhaii ke to masir mirikhtam ke betonam bargardam ama gonjeshka khordaneshon fekr konamo ah bekesham
اين نظر از طرف: damandan در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
kodoom link?!yani too liste doostam?rasti ja ghablie ye maziati dasht ax mizashti ...injam bezar khob.2 line?zendegie man pore linee...
اين نظر از طرف: Golpar در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اتوبان ما لایناش زیاده ولی یک طرفست
حالا رفته یا برگشت نمی دونم
اين نظر از طرف: مازوخ در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اتوبانی در کار نیست...
توهم زدی...
ما الان در قرن 13 میلادی هستیم
اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
ke chi?
اين نظر از طرف: bax در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
یک مقدار ترکی بود...D:
اين نظر از طرف: مغالیق در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
حالا اگه گفتی چی میشه که بعضی وقتها با خودت شاخ به شاخ میشی!!و دددنگ!!!
اين نظر از طرف: مری در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
چرا بري كه برگردي؟!
حقيقتش ديدم همه جور نظري داده شده گفتم متفاوت باشه... ولي من از جاده هاي يه طرفه بي انتها بيشتر خوشم مياد
اين نظر از طرف: dog city در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
داشتم خدا رو شكر مي كردم كه ما رو لينك نكردي وگرنه مجبور مي شديم كلي اين كنار صفحه ات رو زير و رو كنيم تا خودمون رو پيدا كنيم! خيلي زياد و ريز هست اگه مي تونستي طبقه بنديشون كني بهتر بود. راستي به اون داگ ما هم سلام برسون
اين نظر از طرف: مهان در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اگه خدا بخواد این دفعه از نوشته هات سر در آوردم ...
خوب اگه بشه مثل من پرواز کنی دیگه غمی نداشته باش ... آخه دیگه زندگی جور جور میشه ...
اين نظر از طرف: کاپیتان بدون هواپیما در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
واقعا چه حالي مي ده گاهي مث بز بخواي برگردي... حسش خيلي باحاله... چرا اينا مي گن
نمي شه؟ به نظر من كه كاملا شدني مي باشد... همه چي كه عمري نيست كه ....
نوشته هاتو هميشه عشق
مي باشد...!!!
اين نظر از طرف: asal در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
male to khube! male man ke dar daste sakhte!
اين نظر از طرف: cancer در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
دورود /
از همین نتیجه گیری احمقانه ات میترسیدم ...
وقت خوش ./././././.
اين نظر از طرف: گنجشکک اشی مشی در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اتوبانت پلیس مخفیم داره؟
اين نظر از طرف: دن سیفون در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
bi govahiname khanooom ? man be polic ettela midam .
اين نظر از طرف: dancer در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
یوهوهاها دوس داری مثل خودت بدون لینک بذارم حالی می دهههه:D
اين نظر از طرف: Golpar در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اتوبانت کنترل نامحسوس داره بچه جان... نماشه گاز داد و رفت.
اين نظر از طرف: غریبه در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
دورود/
مخمصه خنده دار و مضحک!
... چیزی غیر قابل باور ...
اینه دید تو به آینده ؟
به مهمترین تصمیمی که گرفتی ؟
نتیجه گیری احمقانه که ازش میترسیدم همین بود ...
بی خیال ایمیل و پیغام پسغام ..
منطق حکم میکنه همه چیزهایی رو که میتونن باعث بشن امنیت تو زندگیت .. زندگی آینده و نه گذشته رو به خطر بندازن از خودت دور کنی ... اصلا گمشون کنی ...
نظرم رو مستقیم و صریح میگم ..
این لینک کامنت دونی رو ببند .
بزار خیال همه از اون آینده کوفتی و ناشناخته ی دائما هراسناک راحت باشه .
ارزشش رو داره و تو هم بهتره قبل از اینکه مجاب به چنین کاری بشی با دید باز ضرورتش رو درک کنی ..
این آشفته بازار پره از آدمهای روان پریش و ابله و تنگ نظری که تحمل یک لحظه خوشبختی کسی رو ندارند . پس گزک دست کسی نده ... زندگی تو مال خودته .. با این صفحه یا بدون اون ...
محض رضای خدا یه دقیقه بشین عین بچه آدم خوب فکر کن پرک..
خوب فکر کن ..
وقت خوش ./././././././.
اين نظر از طرف: گنجشکک اشی مشی در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
اسم اون آلبوم اينست:
Avazhaye sarzamine khorshid
و اسم اون آهنگ هم مارال است
اين نظر از طرف: amin در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
in Maryam Palizban hamuni hast ke tu filme nafase amigh bazi kardeh bud?!
اين نظر از طرف: sayeh در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
for it has just a one way: Goin' to HELL
اين نظر از طرف: فرووووو در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
for me it has just a one way: Goin' to HELL
اين نظر از طرف: فرووووو در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
bebin paroo jan...
agar hamin khodeto to daghighan sare jaye man boodi,daghighan majboor mishodi hamin kari koni ke man kardam.khoondevadeye to ya har ki eyne mano to ham daghighan yek model barkhord mikardan ba ghaziye.to mitunesti tippa nesare hamashoon koni???
اين نظر از طرف: maroo در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
انقدر دوست داشتم این مطلبتو که برای همه فرستادمش
اين نظر از طرف: nazaninkazemi در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.
قبول کن که خیلی چندش آوره که آدمش شعرش رو توضیح بده.
ولی منظورم همون تیتر نوشته بود.
گرفتی؟
اين نظر از طرف: ! me در تاريخ: دوشنبه،23 ژانویه 2007 پست شده.