باران كه ميبارد
تمام خط خطي هاي پشت شيشه شسته ميشود
مثل چركاب از دل ناودان بيرون ميپاشد
موج مي اندازد تا وسط گودال پر كرم باغچه
پاي درخت سيب!
مگر درخت سيب به داد قصه هاي من و تو برسد!
تمام چركاب را بالا ميكشد
شكوفه ميدهد
شكوفه هاي صورتي
من آويزان تو ميشوم
تا تو آويزان بالاترين شاخه درخت سيب شوي
همان شاخه بالايي كه از همه صورتي تر است
تو آن جلو
و من
اين پشت
نفس ام را از عطر شكوفه ها حبس كرده ام!
ميداني چرا؟
خاطراتم را بلعيدم
حالا نه تنها پستوهاي تاريك ذهنم
حتي ريه هايم هم بوي تو را دارد.
خودم نوشتم ات
بر شيشه بخار گرفته آن عصر زمستاني...
سلام
سال نو شما هم کلی مبارک ...
تو با این سن و سال هنوز هم آویزون درخت سیب میشی ؟!!!
سال خوب و شاد تری داشته باشی..
تنهایی...
اين نظر از طرف: تنهایی در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
باران که می بارد ، تمام وجود من
شسته می شود
و تویی می بینم
که در عمق زمان درونم
رخنه کرده ای ...
........ تا
همیشه
.
اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
من هنوز در سال جدید این طوری دست هام رو می گذارم روی سرم و به تمام چیزهایی فکر می کنم که توی سال قبل از دست دادم....هرچی حساب کتاب می کنم می بینم حالا حالا ها نمی تونم دوباره جمعشون کنم....از یه جایی کم می آن!
اين نظر از طرف: الهه ی وجاهت در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
خودم نوشته بودمش، خودم پاكش كردم وقتي رفت زير اون بارون، و بعد انگار كه تكه اي از خودم پاك شد...تكه اي كه انگار از اول من نبود
اين نظر از طرف: مانا در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
تو مگه دفتر خاطرات نداری که میری رو شیشه خط خطی میکنی
اين نظر از طرف: Anonymous در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
ارمغان :
رسیدن به خیر
اين نظر از طرف: Anonymous در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
pas ghosehaye shirini bo0dan ke sheko0fe shodan! behtar azin chi hast! yaniiiiii Omid!! akh sheko0fe sib! so0rati! kheili ghashange!to0 in bahar!our freind ship is like an red apple !
اين نظر از طرف: free fiiish در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
حالا که آسمان حوصله ی بارانش را ندارد و هی می فرستد دخترک را که همبازی شوم با او .
عید دیدنی ، چه بیهوده باید باشد این تکرار .
هی باران می آید اینجا . آنقدر می نشیند به چشمهامان که دیگر خسته می شویم . مادر می گوید میهمان است غزال . باید حرمتش را داشت . من اما صبوری کلافه ام می کند . هی باران بیشتر می نشیند و بیشتر می پاشد ، میوه هم پوست میکند حتی . هی باران چشمانم را می سوزاند . می گویم : خانم باران خانه ات کجاست ؟ می خواهیم آرام سر بر بالش بگذاریم . می گوید : خانه ؟ همین جا . جای من روی چشمانت ، پهن بر بالش ِ پردار ِ توست .
می دانی سان جون . آسمان که حوصله ی دخترکش را نمی کند چرا من باید احترامش را داشته باشم ؟ باران همه اش میهمان خانه ی ماست . هی در می زند . هی زنگ می زند . هی پاشنه ی درمان را می کند . چند شب ِ پیش بیرونش کردم اما ! یا بهتر است بگویم خسته شد او هم از خیسی ِ بالش ِ پر دار ...
اين نظر از طرف: Ghazaal در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
پس اون بالا رو گرفتي چي كار..بلند شو ديگه..سر سال نويي يك پروازي بكن..دد
اين نظر از طرف: مشت ممد در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
bebn goli, man az sher o in matna chizi sar darnemiaram...amma axe kheili naze:X
اين نظر از طرف: Veroneeque در تاريخ: شنبه،25 مارس 2007 پست شده.
دورود /
نه با متن و نه با تصوير ...
ارتباط برقرار نكردم ..
شبيه تو نيست ..
همون تويي كه گفته بودم قبلا .
اول ساله خوب ..
راستي ..
بزودي آدرس صفحه جديدم رو
ميدم .
آيينه وبلاگ فعليه .. كامنت دونيش هم مشتركه با اون كه فيلتره ..
وقت خوش ././././././././.
اين نظر از طرف: گنجشكك اشي مشي در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
دورود /
حيفم اومد بگم چرا با تصوير
ارتباط برقرار نكردم ..
اون ساعت لعنتي رو ميبيني ؟
وقت خوش ././././././.
اين نظر از طرف: گنجشكك اشي مشي در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
دیازپام بخور!
اين نظر از طرف: تیگلاط در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
امشب باران زد به خیابان . پیغام مرا حتما در کامنت دونی تو خوانده و حیایش به جوش آمده ! مرسی به هر حال که سبب خیر شدی .
اين نظر از طرف: Ghazaal در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
درود به دختر شیرازی وبلاگستان . نوروز باستانی را از صمیم قلب شادباش می گم و امیدوارم که سالی پر از سلامتی و موفقیت و همه چیزهایی که از خدا میخوای باشه . تازه خیلی هم حسودیم میشه که فصل بهار توی شیرازی . دلم برای شیراز یه ذره شده .
اين نظر از طرف: هیس در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
خاطراتم را بلعيدم
حالا نه تنها پستوهاي تاريك ذهنم
حتي ريه هايم هم بوي تو را دارد.
خودم نوشتم ات
بر شيشه بخار گرفته آن عصر زمستاني...
:(
اين نظر از طرف: cancer در تاريخ: یکشنبه،26 مارس 2007 پست شده.
خیلی دوستش داشتم... شاد باشی! و سال خوبی داشته باشی.
اين نظر از طرف: سرگشته تنها در تاريخ: چهارشنبه،29 مارس 2007 پست شده.