sun 50
IMG_0869.jpg

پنجره بازه. پرده ها ميچرخن و ميرقصن و من بين سفيدي هاشون دنبال اشباح خيالي ميگردم تا اين چند دقيقه باقي مونده تا صبح رو با قصه هاي هزار و يك شب دست سازم ، با خيال خواب بگذرونم. پرده ها ميچرخن و ثابت ميشن و باز هم يه نسيم مياد تا به يه والس ديگه دعوتشون كنه!
من نگاهم رو ميچرخونم بين چين هاي پرده و ميدونم كه اون طرف پشت پنجره زندگي به گونه اي ديگه در جريانه! شايد باز هم بابا بزرگ تارا نون سنگك به دست داره رد ميشه يا گلنوش چكمه هاي قرمزش رو توي چاله هاي آب امتحان ميكنه!‌ شايد هم مهراد پاي تير چراغ برق منتظر ايستاده و شايد تو مثل هميشه از اين كوچه رد نميشي!
كاش ميدونستي من خيلي وقته خودم رو به رقص پرده ها ميسپارم..

نظرات

سلام قشنگ بود
لينك شدي
به منم يه سري بزن
باي

اين نظر از طرف: shahla در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

پنجره بی‌پرده رو دوست‌تر می‌دارم.

اين نظر از طرف: ابوالفضل در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

raghse pardeha sootoodanie

اين نظر از طرف: شقايق در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.


اين نظر از طرف: توحيد در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

tanha moshkel jivani va in ax zeshti besyar ziad sakhtemanhaye posht e
khune haye chub kebriti

اين نظر از طرف: bax در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

:D خواب دوست داشتنی بود
...

اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

و شاید برخلاف همیشه رد شد

اين نظر از طرف: jesmeezende در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

سان جون !

آری ، این پنجره بگشای که صبح
می درخشد پس ِ این پرده ی تار
می رسد از دل ِ خونین ِ سحر بانگ ِ خروس
وز رخ ِ آینه ام می سترد زنگ ِ فسوس
بوسه ی مهر که در چشم ِ من افشانده شرار
خنده ی روز که با اشک ِ من آمیخته رنگ ...

هـ.ا.سایه

اين نظر از طرف: غزال در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

آبی تعادل است ، آرامش و روحانیت ! این سه اصل ِ اساسی ِ انتخاب است که پیوند می دهد آدم را به آسمان .
گنبد یعنی آسمان و آن وحدت ، آن تیزه ما را به خدا می رساند .
می دانی سان جون ؟
به پوسته ی بیرونی ِ گنبد می گویند " خود " . باید آبی باشد تا وقتی از دوردست بافت ِ شهری و روستایی را می بینیم چون نگینی بدرخشد سان جون . چون نگینی فیروزه ای :×

اين نظر از طرف: Ghazaal در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

پرواز پرده رقصیدن باد و باروون, خیره شدن یه جفت چشم به بازیهای درونی !بی جواب.
متن قشنگی نوشتی:)

اين نظر از طرف: paranoia در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

mikhaye vase ashbah ghesehaye dast saze khodeto tarif koni ?? mikhay az kar bikareshun koni! akhe shabahi ke mese bache adam beshine o ghese gush bede ke nemishe behesh goft shabah!

اين نظر از طرف: free fiiish در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

oh yeah?

اين نظر از طرف: Anonymous در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

you may like to see this

اين نظر از طرف: k در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

موس قبليم اسكرول داشت تا اينكه خراب شد اين جديد اسكرول ندار ولي سالمه

اين نظر از طرف: امين منصوري در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

عید اومدم شیراز دختر !!!!!
باورم نمیشه اگر چه به 24 ساعت هم نکشید ولی هنوز مستم

اين نظر از طرف: bahar narenj در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

من خودمو سپردم به باد یه عمره دارم پی ِ خودم می گردم.

اين نظر از طرف: ارمغان در تاريخ: جمعه، 7 آوریل 2007 پست شده.

يك آهنگ لطيف و نرم شنيده مي شه..قبول دارم يك آرامش خاص در اين عكس هست..

اين نظر از طرف: مشت ممد در تاريخ: شنبه، 8 آوریل 2007 پست شده.

دوست دارم وقتی بارون یا برف میاد با یه لیوان نسکافه بیرون رو رو از پنجره نگاه کنم.

اين نظر از طرف: اثر انگشت در تاريخ: شنبه، 8 آوریل 2007 پست شده.

سلام
چطور نظري به ما كردي
حالا بگو ببينم چه چيزي رو نگاه كنم
عكس هاي درون وبلاگت متلق به كيه خيلي رمانتيكه
باي

اين نظر از طرف: داداش در تاريخ: جمعه،14 آوریل 2007 پست شده.

نظر شما

(اگر پيش از اين در اين وبلاگ نظري نداده‌ايد، نظر شما قبل از نمايش براي تاييد منتظر ميماند. قبل از تاييد امكان نمايش وجود ندارد. از اينكه منتظر ميمانيد متشكرم.)