اون مطلبت رو که تو Daily chert va pert خوندم در مورد دوستای دوران مدرسه و ... دلم یه دفه از غصه ترکید...
سرم رو چرخوندم و ساعت ها به عکس 5 نفرمون(من-تو-مریم-پریسا-نیلوفر) اون روز بعد از ظهر خونه ی نیلوفر اینا خیره شدم و غرقه در این بهت که کجا گم کردیم ان روزگار رنگین را ...
دلم عجیب برایش لک زده ...!
دقیقن حس مادربزرگی است که گفتید. با این وصف اضافه که آن نقش و نگارهای چادر ادامهی همان دستی است که برکت در خودش دارد و گلها و پیچکها و برگها از آن است که میروید. از همان هستهی آفرینشی که در مشت گرفته. میدانید دخترم؟ طرف از آن مادربزرگهایی است که مادربزرگی و مادری کردند اما خود بچهای نداشتند در این هشتاد سال؟
mage cheghad azash door shodi ?
اين نظر از طرف: rahA در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
ديگه تونجا جا نميشي ؟ آخي !
اين نظر از طرف: پدرام در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
are hame chi sakhte in rooza
اين نظر از طرف: شقايق در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
سلام
توی دفترچه ی یادداشتم نوشتم : خودم
شاید دیگر یادم نرود ...!
شاد باشی
تنهایی....
اين نظر از طرف: تنهایی در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
سلام، قبلا گذاشته بودمش، اینجاست :
http://out-of-life.blogspot.com/2007/02/name-pensando-en-ti-artist-mago-de-oz.html
اين نظر از طرف: فربد در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
همه مون دچار روزمرگی شدیم
اين نظر از طرف: مریم در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
بد آموزی داری ...
سیگار ؟ نمیگی یه بچه از اینجا رد بشه ...
اگه به بابات نگفتم ...
حالا ببین ...
اين نظر از طرف: کاپیتان در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
man ro bikhial toro bechasb
اين نظر از طرف: --- در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
faramoshi ...
اين نظر از طرف: hiddenhalf در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
etefaghan chon to omade man rafte . aval toro biron kon baad. faghat khodet bash
اين نظر از طرف: --- در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
خب، این آهنگ اصلا توی صفحه اول وبلاگم هم هست، از پست آخر 6 تا پست بیای پایین می بینیش، اگر بازم پیدا نکردی بگو لینک مستقیم دانلود رو بدم.
اين نظر از طرف: فربد در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
delam sookht vase onkasi ke vazife khatire yad avari ro dare
اين نظر از طرف: Alireza در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
سلام اولي جان
بي معرفت شدي.كجايي؟چرا خبري ازت نيست.نيلو ديشب زنگ زد و گفت قراره با هواپيما بياين.مگه سپ و فيق نيستن باهاتون؟
كي مياين؟
با كيا؟
خبرم كن
اين نظر از طرف: شيد در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
اون مطلبت رو که تو Daily chert va pert خوندم در مورد دوستای دوران مدرسه و ... دلم یه دفه از غصه ترکید...
سرم رو چرخوندم و ساعت ها به عکس 5 نفرمون(من-تو-مریم-پریسا-نیلوفر) اون روز بعد از ظهر خونه ی نیلوفر اینا خیره شدم و غرقه در این بهت که کجا گم کردیم ان روزگار رنگین را ...
دلم عجیب برایش لک زده ...!
اين نظر از طرف: نازنین در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
چرا اونوقت ؟یه خورده تو اینه خودتو نگاه کن
اين نظر از طرف: دسی در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
سلام دوسا جون خونه جدیدت خیلی خوشگله آقا ما حسودیمون شد به خونه نو شما !
اين نظر از طرف: حنا کردگاری در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
yek pok midi man bezanam?
اين نظر از طرف: Golpar در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
man dige faramoosh kardam chetor mishe in karo kard!
اين نظر از طرف: AilAr در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
می بینم که به رواج اعتیاد در بین جوانان مشغول می باشی مفسد فی الارض!!!!
اين نظر از طرف: فروووو در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
خیـــــــــــــــــلی سخته ...
اين نظر از طرف: ارمغان در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
They tried to be alive
You tried to be with them
but only one man can be not there
and can be alive forever
the one who was the one
the one who was alive for you
no one is like him
even them
no one knows that
despised people must live with despised people
fuck all of u
even you loser
the fake lover
اين نظر از طرف: shahab در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
چون وقتی نمیمونه! یاداوری خودمون به دیگران وقتی نمیزاره واسه من
اين نظر از طرف: free fiiish در تاريخ: دوشنبه، 1 مه 2007 پست شده.
دقیقن حس مادربزرگی است که گفتید. با این وصف اضافه که آن نقش و نگارهای چادر ادامهی همان دستی است که برکت در خودش دارد و گلها و پیچکها و برگها از آن است که میروید. از همان هستهی آفرینشی که در مشت گرفته. میدانید دخترم؟ طرف از آن مادربزرگهایی است که مادربزرگی و مادری کردند اما خود بچهای نداشتند در این هشتاد سال؟
اين نظر از طرف: Sir Hermes Marana در تاريخ: سهشنبه، 2 مه 2007 پست شده.
The infamous cramped leg shot, eh?
اين نظر از طرف: Matt در تاريخ: سهشنبه، 2 مه 2007 پست شده.