پرهاي بالش توي هوا معلق مانده بود. ريسه رفتنم را خوب يادم هست. نميدانستم روزي ميرسد كه براي ذره اي از آن خنده هاي بي هوا و بي دغدغه اين همه دلتنگ باشم و ندانم از كجا يادم رفت چطور بخندم آن هم از ته دل. ايستاده بودي آن ته. هنوز هم پرهاي بالش معلق بود و من پشت همه اين سفيدي ها دنبال چه بودم خدا ميداند!
كودكي هايم پايان نداشت. پايان ندارد.
هنوز هم پرهاي بالش در هوا معلق مانده اند و تنها كسري اين روزها تو هستي كه ديگر تصويرت در چهارچوب در نيست!آن ته. چسبيده به مغناطيس نگاه هايم!
حالا نياز به يك فرشته ملبس دارم. پرها را از توي هوا بگيرد. همه را جمع كند. سرم را از روي اين بالش لعنتي بلند كند و همه را يكجا پيشكش كند به ثانيه هاي كشدار آخر شب!
تنها کسری این روزهایم تو هستی...
اين نظر از طرف: یاسمن در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
?????
دور تسلسل،بطلان، ها؟ من چي ميگم؟
....
اين نظر از طرف: مهتاب در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
واااای سان ! این نوشته ات خیلی خوب بود! آفرین
اين نظر از طرف: میم-سنجاقک در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
واااای سان ! این نوشته ات خیلی خوب بود! آفرین
اين نظر از طرف: میم-سنجاقک در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
گمانم فراموش کردن ِ خنده ها از ویژه گی های بزرگ شدن است ...
اين نظر از طرف: ارمغان در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
dokhtar cheghadr khobe ,man paga ro faghat mikhonam waly postaye to ro nemitonam nazr nadam,kholase sorry age bi ejaze wared shodam
اين نظر از طرف: ح.سام در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
shayad fereshtehe fekr mikoneh khodet bayad parhaa ro jam' koni
اين نظر از طرف: امیر در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
سلام
ما هم دلمان فرشته میخواهد !!!
تنهایی...
اين نظر از طرف: تنهایی در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
يك قانون كلي وجود داره .
اينكه هر معلولي علتي دارد .
يعني همواره معلول متأثر از علت است .
ولي گاه معلول نيز بر روي علت تأثير ميگذارد ، و اين علت است كه حالا متأثر از معلول شده .
......................
از همين حالا مي بينم آن فرشته را كه ديگر ملبس نيست و پرده هاي اطاق را به خود مي بيچد تا شايد همچنان علت باقي بماند .
اين نظر از طرف: bamdad در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
فكر نكنم حتي با دو تا بال تازه هم بشه پريد ..چون اصلا خيال پريدن پريده از سرمون .... خو كرده قفس را ميل پريدن نيست
اين نظر از طرف: ناربانو در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
هنوز از آن خنده های پر خاطره
انگار
چیزی یادم هست
!
البته فقط انگار ...!
اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
من هم بدجور خودم رو دادم دست كودكم
اين نظر از طرف: پديده در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
من هم بدجور خودم رو دادم دست كودكم
اين نظر از طرف: پديده در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
من خودم یه پا کودک درونم اصلآ لازم نیست تمرکز کنم و تخیلمو بکار بگیرم.
خیلی جاب بود!
اين نظر از طرف: گلاره در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
bazi ro anjam nemidi??
اين نظر از طرف: --- در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
hala ke be fereshteye molabas ehtiaj nadari zoori ke nist....migam nayadesh
اين نظر از طرف: Alireza در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
The existence of forgetting has never been proved: We only know that some things don't come to mind when we want them. --Friedrich Nietzsche
اين نظر از طرف: مهتاب در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
age zooresh berese!
اين نظر از طرف: damandan در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
حالا که تو شیطان شدی! منم همون فرشته ملبس میشم! تو مایه های نیکلاس کیج! خوبه! اگرچه به شدت از فرشته ها متنفرم!حاضرم شیطان باشم اما فرشته نه!
اين نظر از طرف: loser در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
kasi az dur sedayam mizanad
kasi shabihe kudaki haye khodam!
اين نظر از طرف: mahsa در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
jaye khali ziad shode
اين نظر از طرف: Golpar در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
از خودم کلی ناامید شدم بعد اینهمه سال بلاگ خونی با اینکه بارها اینجارو خوندم ولی نفهمیده بودم کامنت دونیت کجاست!
ولی باز دار ناامیدی شدم که نمیشه به نوشته ات لینک داد بسکه این اخری به دلمان نشست زیاد/ امیدوارم تو این زمینه دیگه خنگ بازی در نیورده باشم اگرم دراوردم به روم نیار:))
ارادت داریم
اين نظر از طرف: نرگس در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
وقتی که من بچه بودم . . .
غم بود اما . . .
کم بود !
اين نظر از طرف: سیاه و سپید در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
عزیز من الان با سند کامنت فهمیدم گمونم خنگی غافلگیر کننده گرفتم!
اين نظر از طرف: narges در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
وقتی روزهای خوب میگذرن چیزی جز افسوس رفتن و از دست دادنشون باقی نمی مونه
اين نظر از طرف: mehri در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
آره ميفهمم چي ميگي...!!!D:
اين نظر از طرف: مغاليق در تاريخ: جمعه، 2 ژوئن 2007 پست شده.
when there's nothing more to say...u Must shut up ur mouth!like what Im doin these days:D
اين نظر از طرف: قرووووو در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
از بالا میشنوم وقتی چشمام سیاهی میرن
سیگارمو روشن کنم
1 دقیقه سکوت تا راحت شم
اين نظر از طرف: شاید خودم در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
آرزو میکنم ای کاش از اول شروع نمیشد که الان باید از ترس گناه هیچ کاری نکرد
اين نظر از طرف: ما تا د و ر در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
fereshtash hatman bayad molabas bashe?
joore dige ghabool nis?
اين نظر از طرف: Ye Aalame Harf در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
درد غربت ؟
اين نظر از طرف: hard abusive در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
فضا سازيتو دوس دارم.
بالشت.... پرهاي سفيد .... خنده.... همه نرم و سفيدن .
اين نظر از طرف: اثر انگشت در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
من می خوام برگردم به کودکی...!
کاش...کاش آنروز هرگز از درخت انجیر پایین نیامده بودم!
(حسین را همین یک خط کشت.دق مرگ شدسر همین یک خط! باور کن اینها را نازی میگفت!
نازی!)
اين نظر از طرف: مری در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
به نظر من دیگران ترو در حد تنهایی و تجارب گذشته ی خودشون میفهمند/ واقعن نمیفهمم وقتی کسی بکسی میگه من میفهممت
اين نظر از طرف: نرگس در تاريخ: شنبه، 3 ژوئن 2007 پست شده.
من میخوام برگردم به کودکی!
اين نظر از طرف: mahsa در تاريخ: سهشنبه،20 ژوئن 2007 پست شده.