يك شنبه* هاي بهشت!
گلنوش آن طرف ايستاده و روي درخت كنده كاري ميكند و هنوز معني دوست داشتن را نفهميده پنج هاي واروونه ميكشد، ميكشد كه نه! هك ميكند روي چنار پير!
هيچ وقت نفهميدم من كي شروع كردم به پنج هاي وارونه كشيدن و تب كردن!هرچه بود انگار يك هپروت خاكستري بود با ته رنگ هاي زرد!همان رنگ هميشگي! بگذريم از اين دلدادگي هاي شيرين كودكي! حساب آن روزها دو دوتا چهارتاي دوستي بود و اوج تمام خنده هاي دنيا!
حساب اين روزها چيست؟ همان شب زنده داري هاي هميشگي؟ يا واليوم ها؟ يا دودهاي معلق dunhill؟ حساب اين روزها ديگر از پنج هاي وارونه و چنار پير و بي خيالي هاي مطلق جداست!
حساب من است و من!
اينجا ديگر جايي نيست براي صيغه هاي جمع و مخاطب! اينجا فقط يك اول شخص مفرد هست و يك مشت دلتنگي هاي بي دليل!گاهي لبريز ميشود و گاهي قورت داده ميشود
فرقش ميداني چيست؟ وقتي لبريز ميشود پاي دوم شخص ها هم گير است!پاي تمام آنهايي كه يك قلمو گرفتند دستشان و سياه زدند به زردي روزهاي من! پاي دوم شخص هايي كه جا خوش كردند گوشه كنارهاي ذهن تارعنكبوت بسته من!
پاي تمام دوم شخص هايي كه حرمت دلتنگي هاي من را نگه نداشتند!فقط خواستند كه باشند!هرچه شد، شد! فقط باشند!مهم هم نبود لابد كه چه ميگذرد در اين وجود خالي!
سرم زير بالش گير ميكرد از بس كه اين هق هق ها تمام نميشد! تو هم نميفهميدي كه يك آدم خالي چيزي ندارد ببازد! ته مانده اش هم براي تو!برداشتي بردي و جا زدي! در تمام اين سالها فقط معني رفاقت را نميدانستم كه حالا تمام و كمال ميدانم!
ميدانم اگر به كسي بگويم بيا اين پنج هاي وارونه من براي تو، چشمانم را در مي آورد!به جرم اينكه خود خالي ام را نگه داشته ام براي خودم ولي تمام آن چيزي كه بايد در چنته داشت را داده ام!
....صبح يكشنبه
روزهاي تن طلايي است!
عاشق خودم ميشوم!
دنبال توجيه منطقي نباشيد
خودشيفتگي چرا نميخواهد!...
حالا من نشسته ام لبه بلندترين نگاه هاي دنيا. پاهايم را آويزان كرده ام و سرود سقوط ميخوانم!تا كجايش را نميدانم ولي اگر رد شدي اين بالا را نگاه نكن!من از شرم كردن هاي تو سرخ ميشوم!
*: SUNday
عاشق خودت میشی! دست خودت رو می بوسی! خوب پس بقیه جی؟؟
اين نظر از طرف: ماکان در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
نوشته بودي جاهاي مختلف مي نويسي و خسته شدي و گاهي دلت مي خواد پاكشون كني.ولي سان جون خانوووم اگه اينجا رو پاك كني پاكت مي كنم D:.
نوشته هاي اينجا رو هميشه دوست داشته ام.كله خر بازي در نياريا. آخه تو هم مثل مني، ازت بعيد نيست.
اين نظر از طرف: پديده در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
....صبح يكشنبه
روزهاي تن طلايي است!
عاشق خودم ميشوم!
دنبال توجيه منطقي نباشيد
خودشيفتگي چرا نميخواهد!...
....!
خیلی واضح ، یادم میاد .. (;
!!
اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
این پستت تمام وجودمو تکون داد...
اين نظر از طرف: غزال در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
کنده کاری روی درخت!
من کنده کاری رو بدن آدما رو دوست دارم!
:)
اين نظر از طرف: free thinker در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
دلم تنگ است برایت
برای روزهای سراسر تو
برای لحظه هایی که لبریز شوند از خنده هایت
دلم از آن بلندی ها می خواهد
که با هم بخوانیم سرود سقوط را
شاید کسی چیزی بشنود از دلتنگی های نگفته ی مان !
دلم برایت تنگ است
همین
...
اين نظر از طرف: dreams2you در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
حالا من نشسته ام لبه بلندترين نگاه هاي دنيا. پاهايم را آويزان كرده ام و سرود سقوط ميخوانم!تا كجايش را نميدانم ولي اگر رد شدي اين بالا را نگاه نكن!من از شرم كردن هاي تو سرخ ميشو
az hamin jomle malome nevisandeye ba ehsas,kheili ketab khonde ke enghadr rahato ziba mitone benevise,chizi hodode 1200 ta!!!
اين نظر از طرف: hafez در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
Every morning in Africa, a gazelle awakens. He has only one thought on his mind: To be able to run faster than the fastest lion. If he cannot, then he will be eaten.
Every morning in Africa a lion awakens. He has only one thought on his mind: To be able to run faster than the slowest gazelle. If he cannot, he will die of hunger.
Whether you choose to be a gazelle or a lion is of no consequence. It is enough to know that with the rising of the sun, you must run. And you must run faster than you did yesterday or you will die.
This is the race of life. - African Proverb
اين نظر از طرف: مهتاب در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
هی چه قدر این کیبورد خیس شده و چه قدر این صفحه ی مانیتور تار شده .. نمی دانم چرا ... قول داده ام که نبارم ... لابد باران دارد می اید ...ببین نوشته ات چه کارم کرد ... آشنایی .... آشناتر از رد شیار اشک .به حرمت تمام پنج های وارون ات برمی خیزم .... همین !
اين نظر از طرف: مثلن یه نفر در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
نمیخونم
زیاده
خلاصش رو نداری؟
((:
اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
yekshanbehaye lanati
اين نظر از طرف: sara در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
narsisme mozeiito tabrik migam
yekshanbe
اين نظر از طرف: 0098 در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
narsisme mozeiito tabrik migam
yekshanbe
اين نظر از طرف: 0098 در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
یک نارسیسیم نوستالژیک ...داری خطرناک میشی بانو
اين نظر از طرف: ناربانو در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
hey az un bala in payin chetor dide mishe?
kash man ham un bala boodam
اين نظر از طرف: bax در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
هی خانومه ی خورشید تن طلایی
بی حوصله گی تونو نبینیم..
اين نظر از طرف: آذین در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
yekshanbe ha ro doost daram , makhsoosan asrasho
اين نظر از طرف: Ye Aalame Harf در تاريخ: دوشنبه،31 ژوئیه 2007 پست شده.
عطر پنجهای وارونه
به یاد نمی آورم خاطره جاودانش را
دنیای کوچکت را گشتم
پر بود از پرتگاه
آنقدر زیاد که فراموش کردی
باقی بگذاری جایی برای یادداشت محرمانه من
حال که کلامم چون تللو اشعار تو
چشمها را به رقص وانمیدارد
درخت پیر چنارت راز دار من باشد
هر چند به یاد نمی آوری خاطره جاودانش را
اين نظر از طرف: سیاوش در تاريخ: سهشنبه، 1 اوت 2007 پست شده.
خدای من و تو هم بزرگه ...
یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
mage na paru?
اين نظر از طرف: .... در تاريخ: سهشنبه، 1 اوت 2007 پست شده.
جانه عزیز ..
اکنون یک ماهی مسافرم ..
شهریور 100% خواهم امد برای دوره گردی در تمام خاطره های همیشه روشنمان و دیدن قرص ماه تو ...
دوستت دارم همیشه و همیشه ترین..
اين نظر از طرف: نارنین در تاريخ: سهشنبه، 1 اوت 2007 پست شده.
اولین باری بود که این وب لاگ رو می دیدم . 130 خیلی دلنشین از بعد نوع نگاه و طرز نوشتاری و عمیق از بعد معنایی بود. سبز باشی .
اين نظر از طرف: سید مهدی در تاريخ: سهشنبه، 1 اوت 2007 پست شده.
گفتی خالی...می خوام خالی شم...بشم؟!
اين نظر از طرف: zixak در تاريخ: سهشنبه، 1 اوت 2007 پست شده.
من از شرم كردن هاي تو سرخ ميشوم!in akharesh bud!mahshar
agar salinger gooyi dari bia!
اين نظر از طرف: neptune در تاريخ: چهارشنبه، 2 اوت 2007 پست شده.
حالا چرا SUN day ؟ حدسم درسته ؟ اما گمون نكنم !
اين نظر از طرف: اثر انگشت در تاريخ: چهارشنبه، 2 اوت 2007 پست شده.