sun 149

هنوز هم پاهايم را برهنه ميكنم تا "يخما" ي اين آب از همان نوك انگشت ها شروع كند به ريشه دواندن و رد كند همه پيچ هاي پيچيده وجودم را و برسد اين بالا روي مردمك سياه چشمهايم. آن وقت پلك هايم را ميبندم. هوش از سرم ميپرد و بال ميزند تا اوج تمام خيالات خام!
ميداني!‌هنوز هم در تاريكي مطلق پلك ها بيشتر ميتوان به آنچه ناميدمش زندگي، رنگ و لعاب داد!
سخت است ولي ميشود. تو اين ها را نميفهمي!‌آدمي كه پاي برهنه را نميشناسد زندگي را ميفهمد؟

نظرات

نه، نمی فهمد.

اين نظر از طرف: یاسمن در تاريخ: 15, 2007 10:06 پست شده.

Shayad Befahmad ...Rasi Maloom Has Kojaiee ?

اين نظر از طرف: Saghariii در تاريخ: 15, 2007 10:25 پست شده.

توچ نمیفهمم... نمیخاوم هم بفهمم... باز که نیست شده بودی!

اين نظر از طرف: Proshat در تاريخ: 15, 2007 10:47 پست شده.

shayad beshnasad...

اين نظر از طرف: Golpar در تاريخ: 15, 2007 11:00 پست شده.

آره بستگی به زمینش داره اگه شیشه خورده باشه یا علف
دلمون پوکید... خوش گذشت؟

اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: 15, 2007 11:06 پست شده.

دورود /

چه عجب .. اقور بخیر ..

خوش گذشت که انشالله ..

خواب و میلانو !

وقت خوش ././././././././.

اين نظر از طرف: گنجشکک اشی مشی در تاريخ: 15, 2007 11:33 پست شده.

می دونم.پشت پلکها می شه دوباره خلق کرد حتی، کسی یا چیزی رو که وجود نداره ...

اين نظر از طرف: مریم در تاريخ: 15, 2007 11:56 پست شده.

كاش در روشنايي روز زير سنگيني اين آفتاب مي شد به زندگي رنگي به جز خاكستري زد...

اين نظر از طرف: عادله در تاريخ: 15, 2007 12:13 پست شده.

اخ جون ن ن كه باز هستي ... الان ميرم يه بليط ميگيرم ميام اونجا با اون ليوانه

اين نظر از طرف: ناربانو در تاريخ: 15, 2007 12:31 پست شده.

ye jomlash hamash tekrar mishe baram :
sakht ast vali mishavad!

اين نظر از طرف: AilAr در تاريخ: 15, 2007 12:43 پست شده.

milano namanadi?
khordanie hatman
koja hayi to?

اين نظر از طرف: bax در تاريخ: 15, 2007 1:50 پست شده.

hame chi sakhte ama mishe

اين نظر از طرف: --- در تاريخ: 15, 2007 2:20 پست شده.

برهنگی همیشه باعث سردی نمیشه

اين نظر از طرف: هومن در تاريخ: 15, 2007 3:53 پست شده.

سلام
ميبينم كه اينجا دوباره راه افتاده...

شاد باشي
تنهايي....

اين نظر از طرف: tanhaeey در تاريخ: 15, 2007 5:19 پست شده.

پشت پلک ها فقط می شه به خیالات پناه ببری...

اين نظر از طرف: Imy در تاريخ: 15, 2007 5:26 پست شده.

چه عجب پابرهنه

اين نظر از طرف: sib abi در تاريخ: 15, 2007 8:41 پست شده.

پا برهنه جایی نرو... میخچه میزنیا :دی !

اين نظر از طرف: mohammad در تاريخ: 15, 2007 9:08 پست شده.

hanooz tavane comment nadaram
faghat amadam begam ke khoondam

اين نظر از طرف: Armaghan در تاريخ: 15, 2007 9:54 پست شده.


اونایی که پای برهنه رو نمیشناسند بیشترین لذت رو از زندگی میبرن
اما
لذت بردن از زندگی یه ذره با شناختنش تضاد داره....

اين نظر از طرف: نیلوفر در تاريخ: 15, 2007 10:14 پست شده.

‌آدمي كه پاي برهنه را نميشناسد زندگي را ميفهمد؟
خوب گفتی..

اين نظر از طرف: آذین در تاريخ: 15, 2007 11:11 پست شده.

yakhma!

اين نظر از طرف: Ye Aalame Harf در تاريخ: 16, 2007 6:07 پست شده.

زندگي حکايت مرد يخ فروشيست که به او گفتند:"فروختي؟!" ...گفت: "نخريدند ولي تمام شد...!!".
برا هر کی میگم میگه قدیمیه و من دوسش دارم، قشنگه:)

اين نظر از طرف: ممصادق در تاريخ: 16, 2007 7:33 پست شده.

نظر شما

(اگر پيش از اين در اين وبلاگ نظري نداده‌ايد، نظر شما قبل از نمايش براي تاييد منتظر ميماند. قبل از تاييد امكان نمايش وجود ندارد. از اينكه منتظر ميمانيد متشكرم.)