sun 174

از اين پسرهاي كچل دبستاني اول مهر كه بگذريم، پاييز ما از امروز شروع شد وقتي مچاله شده زير پتوي نرم خودم را پيدا كردم كه حتي حاضر نبود پنجره بالاي سرش را ببندد!
يا همان وقت كه بندهاي كفشم را داشتم به پايه صندلي هاي توي تراس گره ميزدم تا بابا بيشتر معطل شود و صبح شنبه اش با عجله تر شروع شود!
يا همان وقت كه شيشه ماشين را يك ميليمتر پايين كشيدم و آن سرماي ملوس پاييز آمد قلقلك داد همه روحم را از روي اين همه لباس!
:)