youve got everybody fooled
4889223-lg-wA.jpg

اول فكر كردم بهتره كه درش رو تخته كنم و تمومش كنم. تمام مدتي كه مينوشتم اين حس و فكر رو داشتم كه مينويسم به كسي هم ربطي نداره. يه روز نوشت هست حالا يكي ميگه ك..شعره. يكي ميگه چرت و مزخرفه. يكي ميگه معركه هست. يكي مياد فحش ميده. يكي پيشنهاد ميده.
هر كسي يه اظهار نظري ميكنه بالاخره درمورد روزمرگي هات كه فقط مال خودت هست
يه عوضي هم پيدا ميشه عكسهات رو دودر كنه بره توي پروفايل 360 اش جاي عكسهاي خودش بيذاره تا عقده اي بودنش رو بيشتر ثابت كنه!
راستش خسته شدم.
از اينكه جواب كامنتهايي رو بدم. جواب كامنتهايي رو ندم. جايي رو بخوانم .جايي رو نخوانم. يه جا رو بخوانم و نتونم كامنت بذارم. يك جا رو نخوانده هم بذارم باز فكر ميكنن رفتم خواندم!
دلم ميخواد واسه تمام اين جمله ها لينك بذارم
لينك شماها رو!
مثل واقعيت هاي تحميل شده هست. گند داره از سر و هيكلم ميره بالا. انگار افتاده باشم توي لجن و هي دست و پا بزنم تا خودم رو بيشتر توي كثافت غرق كنم!
اون لجني رو هم كه ميگم لينك داره!
كلا همه چيز توي دنياي من الان لينك داره. نه از آدمهايي كه لمسشون ميشه كرد و اسم و رسم دار هستن چيزي ديدم و نه از يه مشت آدم مجازي كه زر و زورشون رو، همخوابگي هاشون رو، اشك هاي تمساحشون رو، خوشي هاي مزخرفشون رو ميان ميريزن اين ور اون ور!
شدم پر از تناقض. خودم هم ديگه با خودم كنار نميام
حالا دست به سينه بشين و لبخند فاتحانه بزن كه ببين!‌اين قدر بچه هست كه عشق رو ميخوانه عجق! يا چميدونم ببين اين قدر ضعيفه كه بعد از 6 سال وبلاگ نوشتن بين يه مشت رواني تر از خودش حالا ديگه كم آورده!
من همون بچه هستم. همون ضعيفه هستم كه بعد از 6 سال نوشتن تازه ديدم كه دارم روي تخت آهني رواني بغل دستي ام كنده كاري ميكنم!
نه بيشتر!
به قول يكي: ولی بعضی ها تون واقعا آشغالید به خصوص اون دسته تون که حتی خ*ایه ندارید اسمتونو بنویسید
به لجن کشیدین این فضایی رو که قرار بود سالم و دوس داشتنی باشه
به کثافت کشیدین
کاش میشد شما رو پاک سازی کرد
کاش میفهمیدین چه زباله هایی هستین که بو تون تمام وب رو برداشته و گورتونو گم میکردین.

حالا خوشحال باش!
واسه اين هم بايد لينك بدم؟
عكس ميذارم زر و زور يه عده درمياد. عكس نميذارم يه عده ديگه! درمورد كتاب مينويسم ميشم دلقك درباراقدس خانم، درمورد فيلم مينويسم ميشم سوژه قمر خانم!
بابا مارك شورت من رو هم كردين سوژه تون بس نيست؟

راستش خسته شدم... نميدونم كي دوباره مينويسم. فقط ميدونم كه به جز اين آدمهاي دور و برم كه هر روز ميبينمشون به زور بهشون لبخند ميزنم، شما هم حالم رو به هم ميزنيد.
براي اونها راه حل پيدا كردم. مسيرهام رو عوض كردم، شماره و خونه و همه چيزم رو عوض كردم! آخرش هم سرم رو ميكنم زيربالش و هدفن و ميچپونم توي گوشم تا به جاي شب به خيركوچولو، با صداي عربده هاي اين و اون خوابم ببره!
ولي جلوي شماها كم آوردم!
واقعا كم آوردم!
حاضر هم نيستم خودم رو از چيزي محروم كنم كه شماها لياقتش رو ندارين!شما آدم رو تبديل ميكنين به يه لاشه گنديده مثل خودتون

What shall it profit a girl who win the whole world and she lost her own soul

نظرات

دورود /

..............(sorry i removed this part omid)
با قدرت فراوان .


وقت خوش ./././././.

اين نظر از طرف: گنجشکک اشی مشی در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

وا!!

اين نظر از طرف: dead در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

می بینی دنیای سایبر گله گشاد را؟ آنقدر مسخره شده است که من هم برای تمام حرف هایت در آرشیو نه چندان دورم ، یک لینک دارم!
====
راستش تمام این پنج سالی که می فرمائید ما هم در معیت این دنیای مجازی بلاگ نوشته ایم ولی بعد از دو سال پی بردیم که :"وبلاگ هرچقدر گمنام و خلوت و بی مخاطب تر ، بهتر."
وقتی بیشتر از پنج نفر برای پستی نظر دادند ، بدان فاتحهء وبلاگ خوانده است.

اين نظر از طرف: aaber در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

این جا موند: تازه داشتیم وبلاگتو می‌خوندیم. من لب دریل هم برم خشک میشه

اين نظر از طرف: dead در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

wOw

Wow

and again WoW

اين نظر از طرف: farzad در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

عزیزم
پردیس ...
سان جون من ...
و من سکوت می کنم در برابر تمام حقایقی که گفتی ...
چقدر سخت شده ...
چه سخت می گذرد ..

اين نظر از طرف: dreams2you در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

f**k it all and no regrets..be strong

اين نظر از طرف: Hamed در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

مهم نیست عزیزم.یهو دلم خواست بغلت کنم
.
.
.
هوغ!از 18 سالگی به این ور این همه احساس همدردری بهم دست نداده بود.میفهممت.
و البته دوست داری بزنی به صحرای کربلا؟!اوکی...خاک بر سر بی ناموسهایی که اینجور اعصاب تورو خط خطی میکنند،دسته بیل توی چیزشون!خوب شد؟!(خودم الان احساس بهتری دارم!)

اين نظر از طرف: شانتال در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

تو چت شد يهو؟

اين نظر از طرف: MaaNoo در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

نمي دونم منم مخاطب اين نوشته شما بودم يا نه! ولي خوب وبلاگ نويسي يه اعتياده! نميشه به اين راحتي ها ازش دست كشيد! اميدوارم زود برگردي!

اين نظر از طرف: ماكان در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

چی شدی تو پردیس : ( ..

اين نظر از طرف: ریزگول در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

میدونی وقتی مدت طولانی نوشته هاتو دنبال می کنم و بعد از این مدت میای برام کامتن میزاری و من رو توی Lady in red هایم غرق می کنی ... بعد میام میبینم این پست رو نوشتی ، چه فکری به ذهنم می رسه ؟

نمینویسی برای او که بیاید اینجا و بخواند ... بگو نیاید ... نخواند ...
بنویس برای تو. برای من . برای ...

اين نظر از طرف: امید در تاريخ: دوشنبه،16 اکتبر 2007 پست شده.

سلام
چراخوب ... بابا ول کن نظر مردم رو ... مطمئنن به خاطر نظرای امثالی مثه این اشغالایی که گفتی نیومدی وبلاگ بنویسی که ، واسه دل خودت بنویس ، به هیچکی هم کاری نداشته باش
اگه مشکلت نظراشونه .. نظرا رو بعد از تایید نمایش بده ... یا اینکه برو وردپرس اونجا میتونی هر کی نظر چرت داد رو اسپم کنی تا دفعه ی دیگه نظراش نشون داده نشه ... یا اصلا همین ام تی خودتون ، هر کی نظر چرت داد ای پیش رو بردار بزار جز اسپمیا ... اونم دیگه نمی تونه از اون سیستم نظر بده بهت
هر جا هم نمی خوای نخون و کامنت نزار ... به هر کی هم بر میخوره به خودش مربوطه نه شماکه اعصابتون خرد بشه .
در مورد اونایی هم که عکسا رو کِش رفتن ..گ-ه تو گورشون ... واسه این کار هم میتونی عکسات رو با فرمت فلاش بزاری که نتونن سیوش کنن .
.
باشه حالت از ما و این دنیای مجازی به هم می خوره ، قبول .
ولی وبلاگ نویسی رو قطع نکن !

اين نظر از طرف: mohammad در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

گور پدر معاندان بچسب به موافقان ( چسبیدن معنوی منظورمه خواهر مسلمان )

اين نظر از طرف: rouzbeh در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

وختایی آدم فقط می خواد بره گم و گور شه و زیره نگاه اینهمه آدم نباشه... گاهی غیر قابل تحمل میشه...
من دوست دارم... چه بنویسی ، چه ننویسی...
:*

اين نظر از طرف: پردیس در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

بی خیال

سخت نگیر

اين نظر از طرف: xak در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

wowwwwwww, i'm speechless... who could make our sun this much angry and upset, i'm sure you get angry by some one so close, cause i believeآدم از عزیزانش ...
forget it, just miss u and feel the same as u...
take a great care of u sis kochoolooyer men!

اين نظر از طرف: mahtab در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

chi begam vala..

اين نظر از طرف: ali در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

i will miss the hell out of you

اين نظر از طرف: ناربانو در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

hey pardis , chete , man nemidunam rahesh chie o cheghad asabi shodi , vali khobe pato ye ja bezari roo tormoz yavash beri . bastegi dare hadafet az blog neveshtan chi bashe , vase ki bashe , aslan bashe ya nabashe !khodet bayad movazebe khodet bashi .

اين نظر از طرف: dancer در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

کلا عادت ندارم کسی سرم داد بزنه. اگه بزنه، یه چیزی میشم مثل گربه ای که میره زیر تخت قایم میشه. الآن کجا قایم شم؟
پشت صفحهء لپ تاپ جای خوبیه.
میفهمم چی میگی. شاید خودم هر چند ماه یک بار، توی دورانی که وبلاگ داشتم این احساس برام تکرار میشد. احساس کثافت بودن دنیای مجازی و آدمهاش...
دقیقا میدونم چی میگی. البته دونستن من شاید به هیچ درد تو نمیخوره اما شاید این به دردت بخوره:
تو خودت میدونی زندگیت چیه. کی هستی. چی دوست داری. چی نداری و ...
اگه میدونی چه اهمیتی داره دیگران چی فکر میکنن.
برای من زیباست که بدونم دیگران دیدشون به چیزهایی که مینویسم چطوره. حتی بدهاش هم جالبه. تفاوت آدمها زیباست، پردیس بانوی حساس!
تو حق داری هر چی دوست داری بنویسی. هر چی عشقت کشید.
چون عمومی مینویسی، پس دیگران هم حق دارن بخونن. حق دارن خوششون بیاد یا حالشون بهم بخوره. حق دارن اصلا هر کلمه رو ششصد بار بالا و پایین بکنن تا بفهمن چی میخواستی بگی. حق دارن اصلا به کل یه چیز دیگه برداشت کنن. حق دارن نفهمن. حق دارن احساس کنن که میفهمن اما نفهمن و...
اینترنت هنوز خیلی جوونه. هنوز نمیشه جلوی plagiarism رو توش گرفت. مخصوصا توی وبلاگها و یاهو 360 و اینها... این ملت هنوز نمیدونن برداشتن عکس کسی و چسبوندنش جای دیگه بدون نامبردن از منبع، جرمه!
حتی اگه اجازه بگیرن ازت، حتی اگه پول بدن بهت باز هم جرمه!
خب نمیفهمن دیگه. بذار به حساب نفهمیشون و بخند.
میدونی بلاهت بسیار خنده داره. اکثر فیلمهای کمدی دنیا روی این اساس ساخته میشه. همهء جوکها هم همینطور. پس بخند.
چهار تا آدم احمق کارهای احمقانه میکنن... تو تماشاچی هستی. باید بخندی. تو کارگردان نیستی که بگی تا چه حد احمق باشن یا نه و حرص بخوری...
تفاوت زیباست... پس بخند پرندیس بانو.
یک بوس محکم از پشت مونیتور
........
پیوست: همش دارم به این فکر میکنم که اگه قرار بود توی این پستت منو لینک کنی، لینک من سمبل چی بود... (چشمک)

اين نظر از طرف: farinaz در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

یکی از بیماریهای روز دنیا بیماری "در دسترس بودن" است،دوست عزیز انسان موجودی است اجتماعي و فردی. راهی که تو طی میکردی میتونست یه گوهر ناب ازت بسازه،(کند وکاوي چنين منتقدانه در مورد خود و دنيای خود)پس حيف ! مرزی که روش ایستادي دو طرف دارهو اینورش هم یه نيگاه بنداز.

و خلاصه این که آرام باش و آرامش خود رو حفظ کن. میدونی که لازمش هم در دسترس نبودن است0

دلا خو کن به تنهايي که از تنها بلا خيزد
سعادت ان کسی دارد که از تنه بپرهيزد.

فکر کنم به امتحانش بیرزه(برا ما ک چنين بوده)

یادمان باشد، تنهاييم.

اين نظر از طرف: معترض خسته معترض در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

يه بلا نسبت هم بگي بد نيست.

اين نظر از طرف: darya در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

az axat estefade kardam vali refer kardam be webloget.

اين نظر از طرف: darya در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

خانوم سان جون خانوم!
صفحه‌تون خوش استیله و پست‌هاتونم دل‌نشین. هیچ برنامه‌ی زنده‌ی فارسی زبان بدون سانسوری هم پیدا نمی‌کنین که دوتا بی‌چاک دهن نیان توش و گهرافشانی نکن. تنها راه پذیرش فرهنگ مردمه و جستجوی کم‌هزینه ترین روش ها برای تغییرش یا حداقل مصون بودن ازش. ناشنوایی موضعی معمولا یکی از موثرترین روش‌هاست. چه اینجا، چه تو خیابون و چه حتا در محافل خانوادگی!
با بهترین آرزوها

اين نظر از طرف: پوریا در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

suniiiii chii shodii?????????????:((((((((((((((
man alan ba avalin parvaz mikham khodamo behet beresoonam bebinam suni joonam chesh shode:(

اين نظر از طرف: adat mikonim در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

درسته!
هر تصمیمی که بگیری درسته!

:)

اين نظر از طرف: مری.م در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

Azizam Koone Laghe Hame ... Chera Alaki Asabe Khodeto Narahat Mikoni ., Nemigi Man Hamelam Stress Vase Bacham Bade :D

اين نظر از طرف: Saghariii در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

it was a long time i` havent read a post which comes from unconcious mind of the writer, ur bloody fucking post make me fee; sp much. i love it. do as u wish but remmember that We can all fuck each other back in everydays life....so its so normal !

اين نظر از طرف: surrealist در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

چه گذشت ؟
- زنبوري پر زد
- در پهنه...
- وهم. اين سو ، آن سو، جوياي گلي.
- جوياي گلي ، آري ، بي ساقه گلي در پهنه خواب ، نوشابه آن..
- اندوه. اندوه نگاه: بيداري چشم، بي برگي دست.
- ني. سبدي مي كن، سفري در باغ.
- باز آمده ام بسيار، و ره آوردم: تيناب تهي.
- سفري ديگر، اي دوست، و به باغي ديگر.
- بدرود.
- بدرود، و به همراهت نيروي هراس.
:ایکس! :)

اين نظر از طرف: مری.م در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

ببین چه جوری منو نگران کردی...
با اینهمه کاری که سرم ریخته هنوز نمیفهمم چطوری "بلدم" برای دوستهای ندیده نگران شم! و چه بیماری بدیه این نگرانی برای دوستهای ندیده!
هنوز باید کلی مطلب بخونم واسه کنفرانس فردا... یه دستی به صورتم بکشم و حموم هم برم. ساعت هم 8:30 شبه. صبح باید 6 بیدار شم... اما باز برای سومین بار میام اینجا رو نگاه میکنم ببینم پردیس چطوره... که هیچ صدایی هم ازش نمیاد... اعتصاب کرده. سکوت خالص! نگاه میکنم ببینم دیگران چی بهش میگن...
شاید جواب یکی دیگه رو داده باشه اما نه...
پردیس... منو پر از احساس کردی دختر! پر از احساس!
یعنی همون حالتی که باید نوشت... همون حالتی که نمیشه نوشت...
خانوم بهشتی، نگاه کن از پنجره به بیرون، و ببین چه هوای زیباییه. بارون، آفتاب، مه، هر کدوم از این عناصر طبیعت چه زیبان... کافیه با چشم مهربونت نگاه کنی.
تو توی لجن نیستی. تو یه دل زیبای رنگی داری که کلی مطلب دلنشین توی این وبلاگ نوشته.
چشمهاتو ببند و خودت هم این قلب زیبات رو حس کن. آره. ببین!
چند تا نفس عمیق بکش و خودت رو حس کن...
ننویسی دلم بدجوری میگیره اما نهایتا هر کاری که به خودت آرامش میده رو انجام بده.
بوسسسسسس

اين نظر از طرف: farinaz در تاريخ: سه‌شنبه،17 اکتبر 2007 پست شده.

salam sunjoon
bebin yejoori neveshti ke adam fek mikone nazar dadanam eshkal dare pas bebakhsh
vali dar kol har kari fekr mikoni doroste bokon
doos daram bedoonam age oon linkaro mizashti man koja boodam aslan boodam? va inke halam dare az inke hale hame bade be ham mikhore man osoolan miam mikoonam nazar nemidam vase hamin porharfim
!!!!!!!!!!!!

اين نظر از طرف: AcaciA در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

سر ِ بی زبون زیر ِ خاکه . خوبه که ساکت نیستی . خوبه که اعتراض می کنی . ولی اینو بدون سگ ِ هار چهل روز عمرشه ، بعد گورشو گم می کنه . حرف ِ مفت زود میره . آروم باش خورشید خانوم .
..
پرک !
غزالم . نمی دونم من رو یادتم ؟ من که تو رو همیشه یادشه :*
همونم که واست از تهران سیب قل دادم شیراز .
فقط آدرس مادرسم رو به فنا دادم . همین (چشمک)
راسی ! من پروفایل ِ اون شخص ِ شخیص رو تو 360 دیده بودم اتفاقی . و چقدر خندیده بودم به حرکتش . به دل نگیر پرک . خوشحال باش اونقدر هیجان انگیز شدی که ملت ازت تقلید می کنن .

اين نظر از طرف: غزال در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

اميدوارم زود زود همه چي بر وفق مرادت شه !

اين نظر از طرف: اثر انگشت در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

سلام
راستش خیلی وقت بود که اینجا رو میخوندم، عکس هایی که میذاشتید رو هم خیلی دوست داشتم.
الان اومدم دیدم مثل اینکه خیلی بدجور ناراحتین!
این مشکل برای منم پیش اومد
ناراحت مینوشتم حرف در میاوردن که شکست خورده ی عشقیه!
چرت و پرت مینوشتم میگفتن خله!!
جلوی دهن یه مشت دیوونه رو هیچ وقت نمیشه گرفت!
آخرش چی میخواد بشه؟!
یعنی نمیخوان خسته بشن؟!
من که الان برای خودم مینوسیم اصلا هم اونایی که چرت و پرت میگن برام مهم نیست
کافیه یه کامنت بد ببینم ... اسپم!
به هر حال ...
من خیلی اینجا رو دوست دارم و مطمئنم افراد زیادی هستن که اینجا رو دوست دارن و خود شما!
به نظر من اگه همه ی دنیا هم مخالف آدم باشن، خود شخص و علاقه ش مهم تره!

به امید اینکه بازم اینجا آپ بشه و من بتونم بخونم!
موفق باشید.

اين نظر از طرف: Mαηiα در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

استراحت کن دختر!
استراحت!
حرف یلداهه درسته! خودت درگیر آدمای اطرافت کردی!
احترام گزاشتی بهشون!
بسه دیگه!
یکم استراحت
یکم آرامش
لازم داری!

اين نظر از طرف: free thinker در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

عشق من ، من همیشه می گم گور پدر ناراضی. نمی خواد نیاد نخونه. اینجا قلمرو حکومتی توست..به هیچ بنی بشری ربطی نداره چی می خوای بنویسی...fuck all baby دوستت دارم

اين نظر از طرف: nazaninkazemi در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

داغ کردي رفيق!
نمي دونم منم جزو اونايي هستم (يا بودم) که بوي لجن شون آشفته ات کرده يا نه ولي ما همه توي لجن معلقيم
دنيا چرا پر شده از آدمايي که دوست داري بزاق دهنت رو بپاشي تو صورتشون ؟
تو رو نمي دونم
ولي من اينجور وقتا زل ميزنم به سقف تا يادم بمونه واسه ارتفاع آدما ، ديوار کشيدن !

اين نظر از طرف: پاساژ در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

wow
inja che khabar shode ?
:(

hamoni ke hamishe khodet migi:
in adama az har 3 nafareshon
2ta o nesfish ezafie

reza ghasemie mahshare
mer30

tanhaeey

اين نظر از طرف: tanhaeey در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

گاهی وقت ها وقتی حرفی رو می شنوی که خودت اونو حس کردی نمی تونی چیزی بگی...
گاهی وقت ها زودگذر هست...
اما گاهی...
نمی دونم...

اين نظر از طرف: یک آرش در تاريخ: چهارشنبه،18 اکتبر 2007 پست شده.

...............:|

forgot wat i wana say

kiss u by the way:*:*:*

اين نظر از طرف: paranoia در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

گاهی وقتها وادارت می کنن از اون جایی که هاستی دمتو بزاری رو کولتو افرار اما....

اين نظر از طرف: jamal hashemi در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

دختره! یادت باشه بعضی آدما رو باید ایگنور کرد... آدمی که شرف نداره حداقل اسم و ایمیلش رو بنویسه، ارزش عصبانی شدن رو هم نداره...
منتظرم برگردیا..

اين نظر از طرف: الهام در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

ااااااااا اينا خواب نبود واقعي بود ؟؟؟ عمو ديگه عمو ...من تازه بابا هم هستم ...مامان هم

اين نظر از طرف: ناربانو در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

Ja mande ast/chizi,jaee/ke hichgah digr/hich chiz/jayash ra por nakhahd kard/na mohaye siah/na dandanhaye sefid/

اين نظر از طرف: Hameddi در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

:(

اين نظر از طرف: Zenith در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

;)
من هنوزم منتظرم ها ...

اين نظر از طرف: omid در تاريخ: پنجشنبه،19 اکتبر 2007 پست شده.

براي شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهي مرده اي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند . ( دکتر علي شريعتي)

اين نظر از طرف: حسام در تاريخ: جمعه،20 اکتبر 2007 پست شده.

دختر جون بی خیال . کار خودتو بکن. گور بابای هر کی اذیتت می کنه. مگه به کسی تعهدی داری؟! بنویس برای خودت و اونایی که نوشته هاتودوست دارن.من همیشه عاشق نوشته هات بودم . حیف نیست اعصابتو خراب کنی؟

اين نظر از طرف: سانی در تاريخ: جمعه،20 اکتبر 2007 پست شده.

your new post comments are closed, I have to say it here: I'm so happy you're still here! :)

اين نظر از طرف: Mαηiα در تاريخ: جمعه،20 اکتبر 2007 پست شده.

نميگم بيخيال شو چون حتما تا الان اونقدر بيخيال شدي كه ديگه نميتوني ادامه بدي..
نميگم ولش كن چون لابد ول كردي و ديدي ول نميشه...
براي همه پيش مياد اين حالت بعدش هم مجبور ميشي آخرش يا بيخيال نوشتن بشي يا بري يه وبلاگ ديگه باز كني و مثل من از ترست كه دوباره شروع نشه اين روند نري سراغ قديمي ها !!!

اين نظر از طرف: savijhe در تاريخ: جمعه،20 اکتبر 2007 پست شده.

اون بالا کامنتها باز نبود
آمدم اینجا بگویم
ابلیس
شما که خودتان را یافته اید!!

اين نظر از طرف: داستانک در تاريخ: جمعه،20 اکتبر 2007 پست شده.

مي فهممت دختره، زياد..
ولي درباره كامنت
بذارش رو سيستم تاييد. اصن برش دار. به هر جا هم كه مي خواي سر بزني سر بزن و به هر جايي هم كه نه، نه.
دست و پاگيرش نكن.
عكستم محشر بيد :):*

اين نظر از طرف: آذين در تاريخ: شنبه،21 اکتبر 2007 پست شده.

تو چرا به این حرفها اهمیت میدی؟ اینها یک مشت عقده ای هستند که به وبلاگت حسودیشون میشه! وبلاگ تو یک وبلاگ متفاوته تو سبک فارسی. من هر روز میام نگاش می کنم. خودت رو از ما نگیر!

اين نظر از طرف: هومن در تاريخ: شنبه،21 اکتبر 2007 پست شده.

ُSun joon جان بی خیال شو.
همون طور که خودت گفتی به خاطر دل خودت بنویس. تو سایتت هم هر چی دوست داری بذار هر چی هم دوست نداری ، نه. به کسی چه مربوط دخترک؟!
:) :*

اين نظر از طرف: سحر در تاريخ: شنبه،21 اکتبر 2007 پست شده.

براي خودت بنويس سان جون مثل اون قديما.. اونطوي كه ادم دلش بخواد هي هي بوسش كنه و با اهنگه: صياد ...هي هي بخونتش...
من دلم براي سان جون تنگ شده !

اين نظر از طرف: گلي در تاريخ: شنبه،21 اکتبر 2007 پست شده.

ای کاش تو هم مثل من حالت خوب بود

اين نظر از طرف: farinaz در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

Bi khial baba ! boro 1 jadide makhfi dirist kon halesho bebar (addressesho be manam bede :D)

اين نظر از طرف: shevEd در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

هنوز نمیدونم که میلم بهت رسید یا نه!؟

اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

سلام! خب هر چیزی که می نویسی بالاخره یه عده ای واکنش نشون میدن یا موافق یا مخالف بعضیام که کلن نمی خونن

اين نظر از طرف: آقای کلمه در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

این همون ایملیه که 4 روز پیش برات فرستاده بودم...

سلام سان عزیز

تو هم که کم آوردی مثل همه ی اونهایی که کم میارن. مثل من که خواستم برم ولی برگشتم و زور میزنم. زیاد نمیشناختمت. یادمه اولین بار که اومدم وبلاگ قبلیت، پیش خودم فکر میکردم با یه تازه کار روبرو هستم که هنوز اول راه و حتی نمیدونه نباید عکسهای شخصیش رو اینجا بذاره واسه ی همونهایی که جنبه اش رو ندارن. و خیلی تصورات دیگه که همشون از خامی و تازه کاریم بوده. هنوز هم خیلی جوجه هستم. کلی زور میزنم تا خودمو بکشم بالا، تا کامنت دونیم از 30 تا بزنه بالا تر، تا آماره سایتم بره بالا و خیلی بالاهای دیگه که نمیدونم آخرش کجاست. مثلا دارم به جوزف بودنم افتخار میکنم. فقط میدونم که اینجا رو دوست داشتم و دارم. چه میفهمم چی نوشتی چه گنگ و خنگ تو کفشون میمونم. عکسهای سیاه و سفیدت رو هم خیلی دوست داشتم حتی از وقتی لینکم رو توی لیست دوستات ندیدم، روم نشده که بپرسم چرا؟ نمیدونم شاید فکر میکنم هدف اصلا اینا نبوده و نیست!؟
اینا رو نمیخواستم تو بلاگت بنویسم. اشک ما رو هم در آوردی رفت
امیدوارم هر تصمیمی میگیری درست ترین تصمیم باشه و تو کاری که میکنی موفق باشی
اینا رو هم ننوشتم که پاچه خواری کرده باشم
خواستم فقط بگم اگه از من دلخوری
بزاری به حساب همون خامی که نوشتم

قربانت
Jozeph
یکی از همون بی لیاقتها که گفتی

اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

اووووووو اینم تیتر ایمیه بود. یادم رفت
:D

You are that little sun who always shine

اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

سلام
اینجا یه پست دیگ بودا ؟!!

تسلیم سرنوشت....!

شاد باشی
:)
تنهایی.....

اين نظر از طرف: tanhaeey در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

just live for ur self,keep open ur mind & eyes,think about it..................this is u

اين نظر از طرف: barz در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

تنها رنجی بزرگ یا شعفی عظیم می تواند حقیقت تو را آشکار کند . اگر می خواهی پرده های خویش بدرانی ف باید برهنه در افتاب برقصی ؛ یا صلیب خویش بر دوش گیری .

جبران خلیل جبران

...

راهت رو طولانی کردی

با احترام ؛

کیوان قنبری
Romantic Poets Ring
Silent Warrior In Whitw Focus

..

اين نظر از طرف: کیوان قنبری در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

سو برداشت نكنيا، اما بيشترش تقصير خودته! من مي تونم 101 دليل برات بيارم كه اشتباهاتت از كجا بوده!
اما فعلا فقط يكيشو مي گم:

Its Such A Shame, When You Turn your back on the close ones, And You Go Hang out And care about those bunch of *** who doesnt worth a piece of crap!
Look At You! Look and see, For WHOM you are holding you head Down???
I AM SO SORRY FOR YOU!

If you are interested, we can discuss about it.
You know how to find me!!

اين نظر از طرف: iranian idiot در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

نمیدونم واقعا در اینجور مواقع چی میشه گفت ...
شاید بهتر باشه هیچی نگم!
همه ی اونا که میگن سخت نگیر نمی فهمن !
یعنی نمیشه که این چیزا رو ندیده گرفت
یا بیخیال باشی ...
واقعا نمیشه !!!
سختِ ...

اين نظر از طرف: unholly GuRl در تاريخ: یکشنبه،22 اکتبر 2007 پست شده.

What shall it profit a girl who win(S) the whole world
and she lost her own soul

ey baba Sun az shoma baeede. Tuye poste akhar ham ke zadi be tab-bor :-D

Ma ro motad kardi hala... :-)

اين نظر از طرف: Anonymous در تاريخ: دوشنبه،23 اکتبر 2007 پست شده.

کامنتت رو که خوندم اومدم اینجا ... الان که می خونم می بینم بعضی هاش شبیه به Spam میمونه تا نظر ... حق میدم بهت . منتظر هم می مونم. امید.

اين نظر از طرف: omid در تاريخ: دوشنبه،23 اکتبر 2007 پست شده.

تو از اول وبلاگ نوشتی که بقیه بخونن می تونی ننویسی که بقیه نخونن

sun: مرسي از پيشنهادتون!

اين نظر از طرف: تونی در تاريخ: دوشنبه،23 اکتبر 2007 پست شده.

Open up your heart, what do you feel
Open up your heart, what do you feel is real
Look inside, youll find a deeper love
The kind that only comes from high above
lof u hunni>>>>....

اين نظر از طرف: anahita در تاريخ: دوشنبه،23 اکتبر 2007 پست شده.

]kn jh s,hg nhajl
چند تا سوال داشتم
یکیشو می گم
چرا کامنت دونی هاتو اون بالا بستی؟!

اين نظر از طرف: داستانک در تاريخ: دوشنبه،30 اکتبر 2007 پست شده.

سلام
ببینم از فرو خبری داری؟مثل اینکه وبلاگشو حذف کرده.
منتظرتم
حق...

اين نظر از طرف: qoqnus40 در تاريخ: سه‌شنبه،31 اکتبر 2007 پست شده.

سلام

هیچوقت نشد بیم اینجا و بتونم راحت کامنت بزارم - من هر جا میرم سه ثانیه طول میکشه نظر بدم - اینجا همیشه یک ربع بهت زده میشم - بعد یه ربع به مونبتور زل میزنم - بعد یه چرخی تو خونه میزنم - بعد بازم زل میزنم به مونیتور - آخرم از چیزی که واست مینویسم راضی نیستم

یه قصه میگمو میرم :
من بودم غصه هام (آره همون اشک تمساح) بعد اومدم چرخ بخورم یه وبلاگ دیدم ماله سان جون - یه چند وقتی میخوندم تا به خوندن وبلاگ عادت کردم - شدم معتاد - بعد چندتا وبلاگ دیگه که دوست داشتم پیدا کردم - بعد شروع کردم به نوشتن - نوشتن که چه عرض کنم - اما بدک نبود - بعد یه چند وقتی حوصله نداشتم - نه خوندم نه نوشتم - بعد اومدم دیدم همون خانومه سان جون قاطی کرده بد - بعد کامنت گذاشتم با پررویی - بعدشو نمیدونم - اما احتمالا دیگه نمیخواد واسش کامنت بذاریم - خوب زورش میرسه نمیذاره - اما نمیتونه جلوی خوندنمو بگیره - بعد ...
دیگه بعدشو نمیدونم

اين نظر از طرف: سیاوش هفت در تاريخ: شنبه،11 نوامبر 2007 پست شده.

دلمان شدیدا هوایتان را کرده است بی تعارف... ;)

اين نظر از طرف: Jozeph در تاريخ: چهارشنبه،15 مه 2008 پست شده.

نظر شما

(اگر پيش از اين در اين وبلاگ نظري نداده‌ايد، نظر شما قبل از نمايش براي تاييد منتظر ميماند. قبل از تاييد امكان نمايش وجود ندارد. از اينكه منتظر ميمانيد متشكرم.)