sun 180

دار قالي را كه برپا كرد همه اين طرف ايستاده بوديم به خوش خيالي هاي مسموم خود ميخنديديم. آسمان بالاي سرمان خاكستري براق بود!‌نخ ها را به هم ميتابيدند و هر چه رنگ بود در لاجورد ته غروب گم ميشد. ما برگشتيم و دار قالي كنار خاطره هاي شب نشيني هايمان محو شد. چند سال گذشته باشد خوب است؟
دار قالي را ديروز باز كردند. ابريشم مسي رنگ بته جقه ها انگار با چشمهايمان آشنايي ديرينه دارد. قالي تمام شده. اين را از دار خالي يا خودش كه آن گوشه افتاده نميشد فهميد. اين را فقط وقتي فهميديم كه ترك هاي نوك انگشتان جيران را لمس كرديم و خوش خيالي هاي آن سالمان را پس گرفتيم!