sun 205
me.jpg

از آن زمانهايي ست كه بايد كوله قرمزم را پر كنم از آت و آشغالهاي هميشه بزنم به راه. كجايش مهم نيست. مهم نيست اين پياده رو ها همه ته دارند! مهم اين نيست كه خط كشي هاي سفيد وسط اتوبان تا آخر دنيا امتداد ندارد! مهم اين است كه يك جايي قدم هاي من آهسته تر ميشود.
وقتي هم قدمهايت آهسته شد ديگر توان رفتن نميماند. انگيزه اش هم باشد،‌باشد. پايه هاي جورواجور اين گم شدنهاي پي در پي هم باشند، باشند! ولي توان كه نباشد انگار دنيا توي مردمك ات جا گرفته.آن وقت است كه تو خودت را وسط يك پياده رو منتهي به شلوغ ترين خيابان دنيا پيدا ميكني كه نگاهش گره خورده به گلهاي رنگ و رو رفته چادر پيرزني كه معلوم نيست با اين شتاب به كدام سو كشيده ميشود!

phto by: sunjoon