sun 224

انگشت اش را توی لیوان چای اش میچرخاند. زنی از آن طرف خودش را از سینک ظرف شویی دور نگه میدارد تا قطره های آب جلوی لباسش را خیس نکند. سر میچرخاند و آرام چیزی زیر لب زمزمه میکند. انگشت اش هنوز توی لیوان چای میچرخد.
از ظرفها دست کشیده و حالا درست رو به رویش است. انگشت را از لیوان بیرون میکشد و به قاشق کوچک کنار گلدان اشاره میکند. گلدان درست وسط میز است. بعضی شاخه ها تا کمر گلدان خم شده اند. یک گلبرگ افتاده روی قاشق کوچک.
انگشت قرمز شده اش را جلو می آورد و گلبرگ را پس میزند و قاشق را میکشد طرف لیوان.
زن میرود و با ظرفها مشغول میشود.
انگشت قرمزش را جلوی چشمانش میگیرد و نگاهش را میچرخاند سمت پنجره. آن بیرون باران است. لحظه های زنده پر از رنگ و حرکت.
انگشت اش را برمیگرداند داخل لیوان. قاشق را سر میدهد تا لب گلدان. قاشق به گلدان میخورد و یک گلبرگ دیگر پایین می افتد.
کنار سینک ظرفها زن هنوز مشغول زمزه است و خودش را از قطره های آب دور نگه میدارد!