sun 270

با تبر افتاده به جون درخته! صداي زجه هاي درخت بيشتر از صداي برخورد تبر به تنه نحيف اش هست. باد كه ميپيچه لاي برگها و دونه دونه ميرقصونتشون و تا زمين بدرقه شون ميكنه! دستش رو ميكشه روي پيشوني اش و خيسي عرق رو ميگيره و دوباره دسته تبر ميره بالا و تنه درخت ميلرزه!
فكر كنم فرداش بود كه يه قاب چوبي داشتم كه عكس اش رو با تبر توي دستش وقتي داشت درخت رو قطع ميكرد گذاشتم توش و با ميخ كوبوندمش بالاي شومينه!