ساعت 3.16 هست. صداي اذان مياد. اذان بي موقع! خانم جان بود ميگفت كه اذان بي موقع دنبالش يك خبر ناخوشايند مي آيد. اين روزها خوشايند نيست. اينكه وسط تمام اين ناخوشايند ها قرار است چه چيز ديگري بدتر از اينها اتفاق بيفتد ديگر دست آن بالا سري است كه هنوز ظرف فرني اش را در دست دارد و به اين خيمه شب بازيهاي ما روي زمين از ته دل ميخندد. معلوم نيست كي ميخواهد بزرگ شود...
پ.ن: كافه كاناپه