" /> This Is Me: 2008 Archives

30, 2008

sun 379

No phone, no pool, no pets, no cigarettes

29, 2008

sun 378

آدمهایی که شبیه هیچ چیز نیستند و به هیچ چیز ربطی ندارند...

28, 2008

sun 377

مرگم آنقدر کنجکاو شده
که میخواهد نصف النهارها را
سریع تر از یک موش آزمایشگاهی بدوم...

27, 2008

sun 376
42-18715016.jpg


Enjoy your Time in Cafe Canape

23, 2008

sun 375

زودتر از حدی که فکر میکردم باید برسم، رسیدم. مجبور شدم همون اول مسیر از ماشین پیاده شم و بقیه راه رو با اون کیف پر از انگور و آلو سیاه و اون کتاب بزرگ ، پیاده گز کنم. وقتی رسیدم جلوی در ورودی تقریبا نفس ام دیگه بالا نمی آمد. با این حال قبل از من خیلی های دیگه به طور پیش بینی نشده ای زودتر از موعدی که باید رسیده بودند. از وسط یک باغچه رد شدم و اولین قدمی که گذاشتم روی یک جای صاف همون جا نشستم. خیلی ناراحت بود. نه میشد تکیه داد. نه میشد کج نشست. نه میشد صاف نشست! بلند شدم و دوباره دور و برم و نگاه کردم. یک جایی به اندازه چهار نفر پیدا کردم که میشد راحت تکیه داد! دوباره از وسط باغچه رد شدم و صاف رفتم همونجایی که کلی براش نقشه کشیده بودم. قرار بود سه نفر باشیم. شدیم چهار نفر. دو تا کالباس تنوری با سه تا بسته سیب زمینی سرخ کرده و یک ظرف گنده پر از شیرینی های بدمزه که فقط بعد از خواب با چایی میشه خورد گاهی، و یک عالمه انگور و آلو سیاه و Gourmet Truffle و پاهای دراز شده ما و نگاه های مستقیم به طرف Fashion show رو به رو!

21, 2008

sun 374

آخه به کسی چه مربوط که آدا دایر راسل و امی لاول با هم چه نوع رابطه ای داشتن

پ.ن: امی لاول از چهره های شناخته شده ی ایماژیسم در شعر امریکاست

20, 2008

sun 373

نوت بوک داغون شده ام رو تصمیم دارم بندازم در اولین چاه فاضلابی که در مسیر خانه تا شرکت های تک قرار دارد. عصاره دمبالچه میمون هندی میخواد! شاید هم کبد خارخاسک! چمیدونم!

sun 372

نت فالش!

17, 2008

sun 371

دلم رفتن به کافه آقای دامون را میخواهد. این که برویم بنشینیم رو به روی آقای دامون که عاشق قهوه سازش است و هی او با چشمهای مهربان اش نگاهمان کند و ما نفهمیم چرا همیشه لبخندهایش بوی شکلات میدهد! تو من را PaPa صدا کنی و من خوشحال باشم از اینکه نمیدانی این اسم از کجا مانده است روی من!

15, 2008

sun 370
42-20334907.jpg


Cafe Canape

sun 369

Women! What can you say? Who made 'em? God must have been a fuckin' genius. The hair... They say the hair is everything, you know. Have you ever buried your nose in a mountain of curls... just wanted to go to sleep forever

Lt. Col. Frank Slade/Scent of a Woman

14, 2008

sun 368

از این Too های آخر هر چیز بدم میاد!
Miss u
Miss u TOO

Take care
Take care TOO

Luv u
Luv u TOO

F*** u
F*** u Too

13, 2008

sun 367
42-15202199.jpg


Cafe Canape

2, 2008

sun 366

دلم يه اتاق ميخواد با ديوارهاي سبز. يه سبز خاص. يكي ازهمون سبزهايي كه يه بار ر. توي يكي از عكسهاش بود. بعد دلم ميخواد يه گچ سرخابي بردارم چند تا پروانه بكشم گوشه يكي از ديوارها. وسط اون سبزي مطلق. بعد هم يه تاب آويزون كنم از سقف اتاقم و هر موقع اين طوري شدم كه الان هستم، بشينم روي تاب و ... تاب تاب عباسي...