sun 473
خیلی اتفاقی رفتم Hangin' garden محبوبم... این موقع سال که میشه هزار تا ماشین توی اون کوچه هست و همه درهاشون جعبه های پامچال و شب بو و بنفشه های اصیل رو میچینن روی هم! کار من هم این هست که توی مسیر های سیمانی باریک بین سالنها شروع کنم به آواز خواندن و گلدون انتخاب کردن!!
sun 472
مثل خیلی وقتهای دیگه... یک هیچ بزرگ و تو خالی!
sun 471
این تعطیلی های پشت سر هم آخر هفته ها جون میده واسه مسافرت... حیف که این دفعه باید خانه نشین ماند!
sun 470
دستش را برد طرف صورت پیرمرد. عینک گردش را صاف کرد. خیره مانده بود! روی شیشه عینک ذرات غبار می رقصیدند. عینک را برداشت و به طرف دهانش برد. ها کرد. پیرمرد با دستان چروکیده اش کورمال کورمال دنبال عینک اش میگشت. دخترک بازی اش گرفته بود. عینک را در دستانش مخفی کرد. پیرمرد هنوز دنبال گم شده اش میگشت. دخترک آهسته برخواست، عینک را آرام بر چشمان پیرمرد گذاشت و پیشانی اش را بوسید!
sun 469
روزهای ابری بی باران با هوای دم کرده نزدیک بهار... داشتم به این فکر میکردم که این همه درخت خشک و خالی چه طوری میخوان تا یک ماه دیگه بشن پر شکوفه!
sun 468
دیگه بسه زمستون... اسفند رو هیچ وقت دوست نداشتم!
sun 46
بعضی خبرهای یک حس کرختی بی خود و تلخ به آدم میدهد... اینکه باید بعد از شنیدنش بروی بخوابی تا صد سال دیگر! وقتی هم که بیدار شدی یک دوش آب سرد بیگیری که همه اش شسته شود برود پی کارش!
+
sun 463
There is no such thing as a mistake. There are things you do, and things you don't do
sun 462
قرار بود امروز صبح یک کیک شکلاتی خیلی گنده با کلی شمع های رنگی رنگی روش دستم باشه تا ساعت 6 صبح جلوی در اتاق مامان ایستاده باشم و بهش بگم تولدت مبارک... حیف که هوا بارونی شد یک هو. از این صبح های دل انگیزی شد که ترجیح میدی بشینی روی یکی از این صندلی های یخ کرده توی حیاط و این قطره ها دونه دونه هر از گاهی سر از صورت تو در بیارن... با این حال اون تیکه تبریک رو یادت نرفته! قسمت کیک و شمع اش هم موکول میشه به عصر!
sun 459
هنوز هم نمیتونم عکس بذارم. میخواستم اون عکسی که آیلار گرفته بود رو بذارم. همونی که یک گلدون گل ارکیده توش هست. کنار یک گلدون سفالی دیگه پر از فلفل.. کنار اون یکی گلدون سفالی پر از جعفریهای سبز!! پشت همون پنجره با اون فضای خاص و اون رنگهای دوست داشتنی اش!
sun 458
نوشته های یک شکل، یک نواخت، یک رنگ، بدون آهنگ خاص همان وبلاگ، بدون ریتم و رنگ همان شخص... بدون من مخاطب... بدون Comment، بی صدا، پاورچین پاورچین...
sun 457
Some things are true whether you believe 'em or not