sun 638

چرا ما اصلا یک روزی به نام هیچ شنبه نداریم؟ یک روزی که خودت اسمش را انتخاب کنی. بگویی دقیقا برای تو چند تاست. ده تا! صد تا! هزارتا! یکی از همان روزهایی که باید بر اساس اتفاقاتش،آدمهایش، حس اش اسمش را مشخص کرد. مثلا وقتی این هیچ شنبه ها پر باشد از آدمهای غریبه و رنگارنگ که از همه جا سرک میکشیند به دقیقه هایت، اسمش را یک چیز بگذاری و یا وقتی این هیچ شنبه ها این قدر خالی است که تو پایت را از پنجره طبقه هجدهم یک ساختمان آویزان کرده ای و هی تکان تکانش میدهی و دست ات را کرده ای یک کادر و هی تصویر دنیای رو به رویت را از بین همین کادر نگاه میکنی، اسمش را یک چیز دیگر بگذاری. وقتی این هیچ شنبه ها پر شده از آهنگ های نوستالژیک، آدمهای قدیمی، خاطره های خاک خورده اسمش را یک چیز دیگر بگذاری... اصلا یک تقویمی که یک هیچ شنبه داشته باشد...